مردمقدس
- مرد مقدس
شیطانی به شیطان دیگر گفت: آن مرد مقدس متواضع رانگاه کن که در جاده راه
می رود. دراین فکرم که به سراغش بروم و روحش را در اختیار بگیرم…
رفیقش گفت: به حرفت گوش نمی دهد…تنها به چیزهای مقدس می اندیشد.
اما شیطان دیگر، بدون توجه به این حرف خود را به شکل ملک مقرب جبرئیل دراورد و در برابر مرد ظاهر شد.
گفت: آمده ام به تو کمک کنم.
مرد مقدس گفت: باید من را با شخص دیگری اشتباه گرفته باشی… من در زندگی ام کاری نکرده ام که سزاوار توجه یک فرشته باشم.
و به راه خود ادامه داد، بی آنکه هرگز بداند از چه چیزی گریخته است….
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۲ ساعت 12:36 توسط مینا انداوه
|
مینا انداوه کارشناس و دبیر ادبیات و زبان فارسی از شهرستان فامنین و سرگروه آموزشی زبان و ادبیات فارسی هستم که 9 سال است در این رشته تدریس و در این زمینه فعالیت می کنم. امیدوارم مطالب این سایت برای شما مفید واقع شود و با نظرات سودمند خود در پیشرفت این وبلاگ ما را یاری رسان باشید.